جوواني پروچيدايي1
پروچيدا جزيرهٴ كوچكي در خليج ناپل است كه به خانوادهٴ او تعلق داشت، و اين خانواده از اشراف هوادار امپراتور بود. او در حدود 1210 ـ 1225، زاده شد؛ در سالرنو تحصيل كرد و پزشك و مشاور فردريك دوم و بعد از او مانفرد شد. پس از شكست و مرگ مانفرد (1266)، شارل آنژوي فاتح، جوواني را هم شامل دشمني خود با فرقهٴ هواداران امپراتور كرد و او را از همه چيز محروم ساخت. جوواني به دربار پدروي سوم آراگون پناه برد، سپس، به ساير دربارهاي جنوب اروپا رفت، و حتي در مقام فرستادهٴ پدرو به قسطنطنيه سفر كرد تا امپراتور بيزانس را بر ضد تسلط فرانسه بر سيسيل بشوراند؛ او خود روانهٴ سيسيل شد؛ نارضايتي عمومي را تشديد كرد، كه به
جنگ نيايش شامگاهي سيسيل منجر شد، يعني قتلعام فرانسويان در وقت عشاي رباني عيد پاك سال 1282. در حدود 1298 ـ 1302 درگذشت.
او تا آخرين سال عمرش، به طبابت اشتغال داشت؛ گويند كتاب طبي نوشت2، كه در دست نيست. تا مدتها بعد، در دارونامههاي ناپلي از ضماد جوواني داپروچيدا ياد ميشد. او مجموعهاي از نصايح منسوب به حكماي قديم را گرد آورد.
¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ بُناكوزا، پاراويسيوس، و بورگونيايي.
برونو دالونگوبورگو3
جراح ايتاليايي كه در حدود 1252، در پادوا برآمد. او احتمالاً در لونگوبوتچو4 (كوزنتسا) در ايالت كالابريا زاده شد، و در سالرنو تحصيل كرد؛ در پادوا و ورونا به طبابت پرداخت.
مهمترين تأليفش جراحي كبير5 در ژانويهٴ 1252، در پادوا به اتمام رسيده و به شخصي به نام آندرئوي ويچنزايي اهدا شده است. اين رساله بيشتر اقتباس از موٴلفان اسلامي است: رازي، حنينبن اسحاق، يحييبن سرافيون، ابوالقاسم، عليبن عباس، ابن سينا، و ابن رشد، به علاوهٴ برخي منقولات قسطنطين افريقي. معلومات اسلامي او از ترجمههاي لاتيني اقتباس شده بود.
رسالهٴ كبير برونو معرف مرحلهٴ تازهاي در اسلامي شدن جراحي لاتيني به شمار ميرود. او به ويژه مرهون ابوالقاسم زَهراوي بود، ولي خودش هم جراحي باتجربه به شمار ميرفت و بارها، به مشاهدات شخصي خويش اشاره ميكند. اندكي پس از 1252، به خواهش شخصي به نام لازاروس پادوايي خلاصهاي از
رسالهٴ كبير خود فراهم كرد با عنوان رسالهٴ صغير، در 23 فصل.